coherent
بازو به گردنم از مهرحلقه کن
بر آسمان بپاش شراب نگاه را
بگذار از درِیچه چشم تو بنگرم
لبخند ماه را...
hidd3n
شما می توانید در زندگی موفق باشد چگونه با محبت کردن به دیگران پس به دیگران محبت ورزیم
hidd3n
از عربه نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه!!!
soul
اسم تو همیشه داغه تو دلم داغی که با گریه هام سرد نمی شه چشم تو رو شاخه ی خشک لبام اخرین برگیه که زرد نمیشه گل نرگس ، گل شب بو اون امید اخرم کو؟! جاده های غم گرفته جمعه شد مسافرم کو؟ کدوم غروب می یای به کوچه ی نگام؟ رو شونه هات بشکنه بغض این صدام نگو چشام لایق دیدن تو نیست نگو الان وقت رسیدن تو نیست با این که باز می باره غصه بی امون تو قلب من یه شعله مونده نیمه جون این دل و شعر و این صدا مال توئه بیا ، نگام همیشه دنبال توئه ............
soul
قاصدکای نقره ای . خوش خبر اما بی صدان ائینه های قصه گو . بی گفتگو . بی ادعان ..... صدای قلب عاشق و از تو نگاش میشه شنید روی سکوت ورقا . میشه نوشت و نت کشید دست تو فانوس شبه . جادوئی از اغوش ماه از واژه ها طرحی بکش . با هر اشاره هر نگاه می خونم از چشمای تو .حتی اگه تو نشنوی با من بیا با گوش دل . تا اخر این مثنوی سکوت تو اوج صداست . از خاطره با من بگو از غربت اهنگ اه . از لحن اشک ارزو پای سفر داری اگر . مهتاب و بردار و بیا فریاد کن هر واژه رو با دستهای بی ریا ............
soul
تو با خودت فکر میکنی من یه تراش رومیزی ام! تا حوصله ت نوکش شکست .. بهم می گی خوب چیزی ام هر دفعه که می بینمت ته دلم خالی میشه هر سال بهار بهم می گی امسال عجب سالی میشه تراشه های غصه تو . توی دلم جمع میکنم واسه دله پر از غمم بهونه سر هم میکنم من یه تراشم . یه تراش . رو میز سرد خاطره یا شایدم پنجره ای که داشتنش یادت می ره کنار اون چراغی که همیشه خاموش میکنی یه روز منو می ذاری و یه روز فراموش می کنی !
soul
زیر انگشتای من جون میگیره یه رج ستاره عطر تو پیچیده اینجا .... یعنی اومدی دوباره بیا تا برات بخونم از یه اسمون کبوتر که به یک اشاره ی من توی دنیام میکشن پر یه نوازش < یه اشاره... همه واژه هام شکفتن حس انگشتای خستم واسه من قصه میگفتن دریا ابی...لاله قرمز.... دشت قلبم پر ه رنگه! برگا سبزن مثه چشمات ...شبه تارم چه قشنگه! یه ورق...یه رج ستاره ...مونده رویام نیمه کاره حس دستام به دله من میتونه صبح و بیاره ........
soul
زندگی ادامه داره . حتی وقتی تو نباشی اگه اشنا بمونی یا مثه غریبه ها شی زندگی ادامه داره به جلو قصه ی تکرار حتی وقتی نبض ساعت بخوابه رو دست دیوار..... حتی وقتی شعله ی عشق تو نگاهی بی رمق شه یا اگه دفتر شادی روزی خالی از ورق شه** زندگی ادامه داره .... خوب و بد ...سفید و مشکی تا زمانی که یه لبخند میشکفه....... میچکه اشکی کسی پله های عمرو به عقب برنمی گرده ولی میتونه ببینه که گذشته ها چه کرده زندگی ادامه داره با من و تو بی من و تو این دو روزه زندگی رو بیا همراه دلم شو....
soul
گره میزنی به بختت ؟ یا به فرش روبه روت؟ یه رج دیگه تموم شد . گره خورد یه ارزوت! تو داری گل می کاری... گلایی که لگد میشه اشک خستت میچکه از تارو پودا رد میشه اشک تو رنگ انار . شدی دلتنگ بهار دختر قالی باف! ارزوهاتو بباف! می سوزه چشات !چقد زل زدی به یه نقش تار همه ی زندگیتو زدی به این چوبه ی دار! عطر گیسوی حناییتو بده به دست باد سهم تو دستای زخمی . سهم ما رنگای شاد عطر سیب رنگ نیاز . تا سحر چشمای باز دختر قالی باف ! ارزوهاتو بباف.......